قبله گلها
قبله گله میآید آنکه دلش با ماست
دنیا به خاطر او برپاست آن کس که قامت رعنایش
قد قامت همه گل هاست
یک بینهایت بیتفسیر
یک بیشباهت بیهمتاست
اینجا و هرچه به هر جا هست
با یک اشاره او زیباست
پایان این شب بیمهری
حبل المتین جهان آراست
میآ… بیشتر »
4 نظر
اين پولهاي زياد
شيخ زين العابدين[1] جلوي در ايستاد. وقت رفتن سيد[2] به حرم بود. شيخ زين العابدين ميدانست وقتش است كه بگويد. چند روز دندان روي
جگر گذاشته بود. خجالت ميكشيد به استادش بگويد. سيد در فكر چيزهاي كوچك نبود. دلش در خانة خدا و حرم كعبه سير ميكرد
شيخ زين… بیشتر »