سوگ ندیدن
آقایم اگر بیایی خنده های تلخ و اجباریم رنگ خنده حقیقی به خود خواهد گرفت سالهاست که نرگس ها و شقایق ها و
یاس ها به یمن آمدنت دعای فرج را زمزمه می کنند و با دلی پر از شبنم انتظار آمدنت را می کشم نمی دانم شاید
نا شناس آمده باشی و پرده غفلتم و لذت بی اساسم حضورت را مانعی باشد ولی اگر آمدنت حقیقت باشد و من غافل
بوده باشم سزاوار است که خاک ندامت بر سر بریزم و با سوز و گداز برای دل شکسته ات سالها گریه کنم و سوگ
ندیدمت را به عزا بنشینم و پژمرده وار در گوشه ای کز کنم تا جانم به لب آید .
نسرین رشیدی