حکایت
گویند:
شغالى، چند پر طاووس بر خود بست و سر و روى خویش را آراست و به میان طاووسان درآمد. طاووسها او را شناختند و با منقار خود بر او زخمها زدند.
شغال از میان آنان گریخت و به جمع همجنسان خود بازگشت؛ اما گروه شغالان نیز او را به جمع خود راه ندادند و روى خود را از او بر مىگرداندند.
شغالى نرمخوى و جهاندیده، نزد شغال خودخواه و فریبكار آمد و گفت:
« اگر به آنچه بودى و داشتى، قناعت مىكردى، نه منقار طاووسان بر بدنت فرود مىآمد و نه نفرت همجنسان خود را بر مىانگیختى. آن باش كه هستى و خویشتن را بهتر و زیباتر و مطبوع تر از آنچه هستى، نشان مده كه به اندازه بود باید نمود. »
حاتم اصم، عارف و زاهد مشهور خراسان، در قرن سوم هجرى می زیست. وی در زهد و حكمت، سخنانی دل انگیز دارد،
حاتم، خواندن قرآن و حكایت پارسایان را در تزكیه نفس بسیار مؤثر مىدانست.
نقل است كه چون به بغداد آمد، خلیفه را گفتند كه زاهد خراسان آمده است. او را خواست و چون حاتم از در درآمد، خلیفه را گفت: اى زاهد!
خلیفه گفت: من، زاهد نیستم كه همه دنیا، زیر فرمان من است. زاهد تویى كه به اندك قناعت مىكنى و چیزى از دنیا براى خود اندوخته نمی کنی.
حاتم گفت: نه؛ زاهد تویى كه به كمترین چیز و بىارزشترین متاع كه دنیا باشد، قناعت كردهاى. مگر قرآن نفرموده است كه متاع دنیا اندك است (1) و تو بیش از این “اندك” براى خود گرد نیاوردهاى. نصیب من از نعمتهاى خدا، بسى بیش از آن است كه تو دارى؛ پس زاهد تویى!
ارزشـی كه اسلام برای انسان خوش رفتار قائل است، تنها به مؤ منان محدود نمیشود، بلكه غـیـر آنـان نـیـز اگـر ایـن فـضیلت را دارا باشند، از مزایای ارزشی آن بهره مند میشوند. در تاریخ چنین آمده است:
عـلی عـلیـه السـلام از سـوی پـیـامـبـر خدا صلی اللّه علیه و آله مأمور شد تا با سه نفر كه برای كشتن ایشان همپیمان شده بودند، پیكار كند. آن حضرت، یكی از سه نفر را كشت و دو نفر دیـگـر را اسـیر كرد و خدمت پیامبرخدا(ص) آورد. پیامبر، اسلام را بر آن دو عرضه كرد و چـون نـپـذیـرفـتـنـد، فـرمـان اعـدام آنـان را بـه جـرم تـوطـئه گـری صـادر كـرد. در ایـن هنگام جـبـرئیـل بـر رسـول خـدا(ص) نـازل شـد و عـرض كـرد: خـدای مـتـعال میفرماید، یكی از این دو نفر را كه مردی خوش خلق و سخاوتمند است، عفو كن. پیامبر نـیـز از قـتل او صرف نظر كرد، وقتی علّت عفو را به فرد مزبور اعلام كردند و دانست كه به خـاطـر داشـتـن ایـن دو صـفـت نـیـكـو مـورد عـفـو الهـی واقـع شـده، شهادتین را گفت و اسلام آورد. رسول خدا(ص) دربارهاش فرمود:
“او از كسانی است كه خوشخویی و سخاوتش او را به سمت بهشت كشانید”
لقمان در سخنان حکیمانهای به فرزندش میگوید: در این دنیا که دریایی عمیق است و خلق بسیاری در آن غرق شدهاند، کشتی خود را تقوی قرار ده تا این کشتی تو را از میان امواج خطر و طوفانهای خانمان برانداز هوا و هوس، سالم به ساحل نجات برساند.
از سالکی پرسیدند که: «تقوی چگونه است؟ گفت: هر گاه در زمینی وارد شدی که در آن خار وجود دارد، چه میکنی؟ گفت: دامن بر میگیرم و خویشتن را مواظبت مینمایم. گفت: در دنیا نیز چنین کن که تقوی این گونه است.
)