باران لطف تو
هر سحر که سپیده از افق سر می زند جوانه های انتظار به امید تو قد می کشند دیده ابر ها از فراق تو می بارد تمام امید آفتاب تابیده بر قامت بلند ظهور توست
آری گریه های شبانه به امید تسلی دل های منتظران است . انتظار آمدن تو اگر بدانی با دلها چه می کند همه دیده ها بارانی است و این دست های رو به
اسمان در تکرار روز ها و هر صبح و شام فقط دیدار تو را می خواند ای دوست نامت سپیده دم تمام حرف هایت است .