حاج موسی شعبانی نقل می کرد:
یکی از شاگردان سیدحسن وارد مجلس ایشان شد. آن شاگرد جنب بود و در مجلس نشست.
سیدحسن مشغول به وعظ بود. سیدحسن دفعتا موضوع نصیحت را تغییر داد. البته به گونه ای که دیگران متوجه نشوند و در باب جنابت سخنی گفت و فرمود: اگر داخل در مجلس علماء می شوید سعی کنید طاهر از جنابت باشید.
آن شاگرد فهمید مقصود از این سخنان اوست و سیدحسن واقف بر وضعش می باشد.
شبیه این داستان از عارف ربانی سیدعلی قاضی نقل شده است.
سیدعباس کاشانی می گوید: روزی نزد سیدعلی قاضی نشسته بودیم مردی با شتاب وارد شد و آثار حزن و اضطراب در او آشکار بود و به سید گفت: زن من در حال حزن و اضطراب است، اگر بمیرد کسی را ندارم. برای من دعا کن تا عافیت یابد و از مرگ نجات پیدا کند.
سیدعلی قاضی به او گفت: برای چه به اینجا با حالت جنابت آمده ای برو و غسل کن سپس پیش من بیا. مرد با شتاب در حالت تعجب و حیرت به منزل رفت و غسل کرد و بار دیگر آمد و در مقابل سید با ادب و خضوع نشست.
سید، انگشت سبابه خود را بر شقیقه آن مرد نهاد و به قرائت قرآن و دعا مشغول شد و اشکهایش به صورت او جاری شد.
بعد از اتمام دعا سید به او گفت: برخیز و برو. مرد هم به منزلش رفت. بعد از چند روز آن مرد را در صحن مرقد امیرالمؤمنین علیه السلام دیدم و از او درباره نتیجه دعا سؤال کردم.
او به من گفت: هنگامی که مراجعه کردم همسر خویش را سالم یافتم. حال او بسیار خوب شده بود. کارهای منزل را پیوسته انجام می داد مثل شخصی که عادت به کار کردن دارد.
آداب حضور
حکایات اخلاقی - آیت الله سید حسن مسقطی - ره